چو ایران نباشد تن من مباد
عبدالرضا قاسمی 
قالب وبلاگ
خانواده مجازی
.
.
لینک های مفید
شناسنامه‌اش می‌گوید متولد یک فروردین 1357 در خرم‌آباد است، اما حرف مادرش را بیشتر قبول دارد که او را متولد (ده اردی‌بهشت) می‌داند.
امیررحمان خسرویکودکی‌اش را با موسیقی و نمایش سپری کرد، در فواصل سال‌های 1376 تا 1382 در نمایش‌های متعددی از جمله نمایش "بهار دیده"، "روی که از خواب خاک می‌گذرد"، "سرزمین خورشید"، "زمین"، "سردار بی‌سرزمین"، "مور" و "امیر" حضور داشت. اما علاقه به موسیقی باعث و  تعلق‌خاطرش به خواندن باعث شد خوانندگی را ادامه دهد.
مهم‌ترین اتفاق رندگی‌ هنری‌اش را اجرای کنسرت مشترک با اسطوره آواز لری رضا سقایی می‌داند. به سفارش استاد سقایی در پی راه جدیدی در موسیقی لری بود و موفق شد اولين آلبوم پاپ را با گويش لري در كتاب‌‌خانه ملي را به نام خودش به ثبت برساند.
با همین سبک تاکنون اجراهای موفقی در تهران، خرم‌آباد، اهواز، ایلام، دزفول و ... داشته که اکثر این اجراها با استقبال مردم همراه بوده است.
از دیگر فعالیت‌های امیر رحمان خسروی می‌توان به همکاری با صداوسیما مرکز لرستان در ساخت تیراژ برنامه‌هایی مختلف اشاره کرد. خسروی این روزها در تدارک برگزاری کنسرت بزرگ “پاپ‌لر”  در خرم‌آباد طی روزهای 8 و 9 مرداد در تالار شهید آوینی مجتمع فرهنگی هنری ارشاد خرم‌آباد است.
به همین بهانه با این جوان بااستعداد لرستانی، گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در پی می‌خوانید:
 
*ابتدا لازم است تشکر کنم از این‌که دعوت ما را برای گفت‌وگو قبول کردید. بفرمایید چه زمانی عشق به موسیقی را در درونتان کشف کردید؟
موسیقی را از کودکی عاشق بودم و در دبستان بیشتر؛ چرا که هم‌خوانی با دیگر همکلاسی‌ها برایم جذاب بود؛ نوای کودکی و نوجوانی‌مان خلاصه در جبهه و جنگ و نواهای حماسی بود که گه‌گاهی از صداوسیما و بلندگوهای محل پخش می‌شد؛ به‌تبع برای ماهم باوجود سن کم موضوعیتی غیر از شعر حماسی وجود نداشت.
"دایه‌دایه"، "نمیری کر لر"، "جنگ جنگه وریست ای برارو وپا"، "ایران ای سرای امید" و ... سن کم ما برای خواندن این اشعار سنگین در گروه سرود مدارس کمی غیرمتعارف بود؛ در حال حاضر وقتی اشعار کودکان این دور را با اشعار زمان خودمان مقایسه می‌کنم، متوجه تراژدی غمگینی آن می‌شوم؛ اما چه باید می‌کردیم که این‌گونه بود و شاید معنای تفنگ و سنگر را حس نمی‌کردیم؛ اما اعجازی در این اشعار بود که لذت هم می‌بریدم. شاید تا زمانی که بمب به یکی از کوچه‌های محلمان در پاسنگر (پشت بازار) اصابت نکرده بود، هنوز حس نکرده بودم جنگ چیست و چرا باید از جنگ خواند؟ کودکی ما قابلیت درک این مسائل را نداشت اما هم‌آوا می‌خواندیم؛ چون حس اتحاد دوستی را ایجاد می‌کرد؛ شاید از جنگ می‌ترسیدیم و احساس می‌کردیم اگر باهم بخوانیم، در کنار هم هستیم.
 
*به‌خوبی حس و حال آن دوران را وصف کردید. از کارهایتان در بعد از جنگ تحمیلی بگویید.
جنگ تمام شد، اما تجارب و حس‌وحال خاص جنگ به‌خصوص در سالهای 1365-1364 در گروه‌های سرود مدرسه همیشه با من بود و گاهی در صف مدرسه ترانه‌ای بازهم در وصف جنگ و شهید و ... می‌خواندم. البته کمی سروسامان گرفته بود و کانون‌های ادب جایگاهی برای کسانی که حس هنری داشتن شد، نقاشی، خطاطی، موسیقی و ...
 
*از آن حس و حال خاطره‌ای دارید؟
یکی از بهترین خاطراتم مربوط به زمانی است که در تابلو اعلانات مدرسه متوجه شدم کانون ادب قرار است از بین دانش‌آموزان در رشته موسیقی (آن موقع موزیک) ثبت‌نام کند.
 
*به‌طور حتم شرط اول برای حضور در این کلاس‌ها رضایت خانواده بود؟
بله! من هم با کلی ذوق مساله را با خانواده مطرح کردم؛ اما مخالفت شدید خانواده به خاطر مشغله‌های درسی اجازه حضور جدی در کانون را نداد؛ اما علاقه شخصی به این کار باعث شد به‌صورت نامنظم در کلاس‌ها حاضر باشم؛ چند سالی به این روال ادامه یافت و من همه با شرکت در گروه‌های سرود مدارس موفق شدم مقام‌هایی کسب کنم.
با افتتاح مجتمع فرهنگی ارشاد خرم‌آباد در سال 1375 هنرهای نمایش و آواز را آغاز کردم و در جشنوارهای مختلفی شرکت کردم و همزمان کلاس‌های آوازی رو هم ادامه می‌دادم. تو این سال‌ها با استاد شاهین اسماعیلی از نوازندگان چیره‌دست پیانو آشنا شدم و در تمرینات گروه ایشان فقط برای آشنایی با موسیقی شرکت می‌کردم و تا سال 79 تمرینات را ادامه دادم.
امیررحمان خسروی
*اولین اجرای رسمی شما کی و کجا اتفاق افتاد؟
سال 1379 اتفاق غیرمنتظره و خوبی به وقوع پیوست و اولین کنسرت رسمی را با گروه جوان به سرپرستی استاد اسماعیلی قرار شد برگزار کنم؛ نقطه عطف این کنسرت؛ اجرای مشترک با قافله‌سالار موسیقی لرستان استاد رضا سقایی بود.
 
*برای خواننده جوانی چون شما شروع خوبی بود؛ بفرمایید برخورد استاد سقایی با شما چگونه بود؟
این واقعه بزرگ‌ترین اتفاق هنری زندگی من شد؛ فرصتی طلایی تا از محضرش بیاموزم و کسب تجربه کنم و ایشان چه صمیمانه پذیرای من شد و تشویقم کرد؛ به شکلی رفتار می‌کرد که گویی اختلاف سنی بین ما وجود ندارد، دوستم شد و پدرانه راهنمایی‌ام می‌کرد و نتیجه آن کنسرت به لطف حضور استاد رضا سقایی و شاهین اسماعیلی؛ حضور پررنگ مردم بود و این اتفاق برگ تازه‌ای و باشکوهی از زندگی هنری را رقم زد.
 
*آیا سفارش خاصی هم به شما داشت؟
همیشه به من توصیه می‌کردند که تقلید نکنم و اگر می‌خواهم باقی بمانم باید راهی تازه پیدا کنم. سخن استاد سقایی ملکه ذهنم شد. تا آن زمان فقط ردیف‌ آوازهای اصیل را کار کرده بود، اما می‌خواستم به سفارش استاد عمل کنم و کاری متفاوت عرضه کنم، لذا موسیقی پاپ را انتخاب کردم.
 
*چرا پاپ؟ چه عاملی باعث شده به سمت این موسیقی کشیده شوی؟
 
پاپ"موسیقی بر گرفته از بطن جامعه و دل مردم" است. ویژگی شاخص موسیقی پاپ، درون مایه پر از نشاط و شادی و جنبه آرامش بخش آن است.با این مشخصات خودم هم علاقه خاصی به موسیقی پاپ داشتم و تلاش کردم تا اجرای این سبک را عملی کنم. می‌دانستم عمل کردن به این تفکر، سخت است. موسیقی پاپ علاقه شخصی و گویش مادری‌ام لری بود. برای اجرای هدفم با سؤالات زیادی مواجه بودم. اینکه آیا می‌شد تلفیق این دو را عملی کرد؟ آیا با تلفیق موسیقی و گویش، لری با موسیقی روز، دنیا می‌شد اثری خلق کرد؟ و...
 
امیررحمان خسرویامیررحمان خسروی *تصمیم‌تان را چگونه عملی کردید؟
بارها به‌صورت آزمون‌وخطا کارهایی را به این شیوه در منزل با کمک دوستان هنرمند تمرین کردیم، به نظر خودمان جای کار داشت و بد نبود؛ اما نیاز بود به شکل جدی و حرفه‌ای‌‌تر کار شود لذا با افراد زیادی در میان گذاشتم تا اینکه با مشورت شاهین اسماعیلی تصمیم به تولید آلبوم پاپ با گویش لری گرفتم. تمرینات را شروع کردیم و ماحصل تلاش گروه ما تولید آلبومی به‌نام "با زبون مادری" در سال 84 بود. در این آلبوم فرهاد اسفندفر، علی جمالی، مجتبی حبیب‌زاده نوازنده بودند و شاهین اسماعیلی تنظیم قطعات را به‌عهده داشت و توانستیم مجوز انتشارش را از طریق شرکت آوای سپهر بگیریم و روانه بازار کنیم.
 
*بازتاب انتشار این آلبوم چه بود؟
این اولین حرکت رسمی در خصوص موسیقی "پاپ‌لر"  بود و نیاز بود انتظار بکشیم و بازتاب را ببینیم. انتشار این آلبوم تجربه اول بود و ایراداتی هم داشت، لذا با موفقیت روبرو نشد.
 
*علت عدم توفیق چه بود؟
شاید این سبک از موسیقی قابل‌هضم نبود، شاید گیرا نبود و دلایل دیگر. حدس می‌ز‌دیم تفاوت ناگهانی در اجرای ترانه‌های لری این شیوه را نمی‌طلبید؛ اما بازخوردها یک نکته مثبت و راه‌گشا داشت. اینکه در آن آلبوم یک تراک مورد استقبال واقع شد. قطعه "قسم "با شعر بسیار زیبای رضا صارمی ...
ده جوم شراو تو غم هردمه...
آن آلبوم با تمام کاستی‌ها و کمبودها، راه را تا حدود زیادی برایمان هموار کرد و متوجه شدیم که باید با دقت بیشتری کار می‌کردیم. فهمیدیم در انتخاب شعر، در ساخت ملودی و تنظیم باید بروزتر کار کنیم.
راه را پیدا کردیم، انتخاب وسواسانه شعر اولین کلید موفقیت ما بود و رضا صارمی انتخاب خوبی برای سرایش اشعار بود؛ صارمی فورا" ما را مهمان شعر زیبای"دیر بیا مه حوصلم زیاده " کرد. این شعر به‌قدری، زیبا بود که سریعاً ملودی برایش ساخته و تنظیم هنرمندانه همایون پشت‌دار زینت‌بخش آن شد. همزمان یک شعر زیبا به نام"تو شیرین شو " (بیستون) از داریوش منصوری به دستم رسید و آهنگ آن سریعا" ساخته شد.
"دیر بیا" را کامل کردیم، اما بیستون را ضبط خانگی کرده و به دوست اهل‌فنی دادم تا نظرش رل بگویید. او گفت: این ترانه بسیار به دل می‌نشیند و ما امیدوارتر شدیم؛ اما یک اتفاق دیگر در همان زمان رخ داد. بعد از یک هفته و در عین ناباوری متوجه شدم ترانه "تو شیرین شو" (بیستون) در پیاده‌روها و سی دی فروشی‌ها در حال پخش است. باآنکه از انتشارش خیلی ناراحت و عصبانی بودم، اما بازتاب‌ها برایم جالب بود و تصمیم گرفتم منتشرش کنم؛ و در ادامه هفت هشت قطعه را به‌صورت همزمان وارد بازار کردیم.
 
*بعد از انتشار اولین آلبوم واکنش مردم چگونه بود؟
انتشار "با زبان مادري" به عنوان اولین کاست دریچه امیدی را برای ما گشود، استقبال و واکنش مردم و دوستان به من امید می‌داد و این امید تشویقم می‌کرد تا کار را ادامه دهم.

امیررحمان خسروی
 
*مجموعا" چند آلبوم از شما منتشر شده است‌؟
از من درمجموع 3 آلبوم به نام‌هاي "با زبان مادري" در سال 1384، "سواد عاشقي" در سال 1386 با دوستان جوان‌تر و يك آلبوم در سال 1389 به‌صورت تصويري و با مشاركت ديگر هنرمندان استان كه جهت بزرگ‌داشت زنده‌ياد استاد سقايي بود انتشار يافته است‌. بعد از انتشار این آلبوم‌ها مطمئن شدم که با نگاهی نو می‌توان این حرکت را ادامه داد و در کنار موسیقی محلی لرستان به‌پاس داشت گویش لری، این سبک موسیقی را نیز داشته باشیم.
 
*الان‌ بعد از گذشت چند سال آیا موسیقی “پاپ‌لر” جایگاه خودش را کسب کرده است؟
بله! به نظر من این جایگاه در بین مردم به دست آمده، مؤید حرف من واکنش‌های مردم و به‌خصوص جوان‌ترها است که نشان داده باید به این شیوه موسیقی بهای بیشتری داده شود و خوشحالم از اینکه اولين آلبوم پاپ با گويش لري در كتاب‌‌خانه ملي به نام اين‌جانب و تحت آلبومي به نام "با زبان مادري" به ثبت رسيد‌.
*به طور حتم این سبک از موسیقی با مخالفت‌های همراه بوده و این مخالفت‌ها ادامه دارد. سخن شما با مخالفین چیست؟
همیشه هر ایده جدید با مخالفت‌هایی روبرو است؛ من هم به‌شدت مخالف داشته‌ام. حتی در بین مدیران ارشد اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان. به خاطر دارم که چند سال پیش، طرحی را برای کمک مالی به یکی از مدیران کل سابق در ارشاد دادم و او قول حمایت داد، اما بعد متوجه شدم همین مدیر در جلسه‌ای با حضور فرهیختگان موسیقی، سبک “پاپ‌لر” را به سخره گرفته بودند و من هم یک سال بعد در جوابش یک نسخه از آلبوم کار منتشر شده‌ام را برایش هدیه فرستادم. برایش نوشتم که من کارم را بدون کمک شما انجام دادم و موفق شدم، البته ایشان هم یک چک پانصد هزارتومانی در جواب درخواستم فرستاد که از قبول آن خودداری کردم.
در بین هنرمندان نیز این مخالفت‌ها ریشه‌ای بود البته نه همه؛ از کسانی که تعصب کورکورانه دارند و تأکیدشان بر حفظ فقط موسیقی محلی است. سؤالی دارم؟ مگر زبان فارسی فقط به شکل ملی در کشور اجرا می‌شود؟ مگر زبان فارسی هم از همین زبان‌های رسمی کشور نیست که به‌عنوان زبان رسمی کشور شناخته شده است؟ حال چه فرقی می‌کند در مورد لری نیز همین رفتار را داشت؟
چرا باید حق انتخاب را از شنونده بگیریم؟ همین یک‌بعدی بودن موسیقی ما، عامل روی‌گردانی جوان از موسیقی محلی شده است.
الان گروه های زیادی در دنیا هستند که تلاش می‌کنند موسیقی قوم خود را به زیبایی در موسیقی روز ادغام کنند و باعث احاطه در دنیا شوند. مگر بد است؟
حالا ما چرا دنبال راه‌کارهای جدید حداقل به پاسداشت گویشمان نباشیم؟

.
*باوجود این مخالفت‌ها، چشم‌انداز شما برای آینده "پاپ‌لر" چیست؟
مخالف همیشه هست، اما مردم بهترین قاضی و شنونده هستند. مسیری که ما انتخاب کرده‌ایم را آیندگان قضاوت خواهند کرد. کار من ایده‌آل نیست، ولی با همین بضاعت و بن‌مایه مالی کار کرده‌ام و مطمئن باشید در صورت حمایت بیشتر ثابت خواهم کرد چه تلفیق‌های مناسب و به‌جایی می‌شود در “پاپ‌لر” طرح و اجرا کرد. مطمئن هستم آینده موسیقی "پاپ‌لر" درخشان و همه‌گیر است. راهی به‌جز پذیرش این سبک نیست، زیرا نیاز شرایط فعلی، تغییر است! البته این به معنای نفی اصالت نیست زیرا اصالت چون کالای عتیقه هر روز باارزش‌تر می‌شود و یقین بدانید "پاپ" آسیبی به موسیقی سنتی و بومی ما نمی‌رساند.
 
*موسیقی “پاپ‌لر” را در تقابل با موسیقی محلی لرستان نمی‌بینید؟
وقتی به قومیت‌های دیگر در کشور نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم در کنار موسیقی محلی، موسیقی پاپ با همان گویش را عرضه می‌کنند. در مراسم‌های عروسی و شادی ما هم موسیقی کردی بلااستثنا حضور دارد؛ تأثیرگذاری موسیقی بر هیچ‌کس پوشیده لذا چند سؤال مطرح است.
 آیا بهتر نیست به‌جای برگزاری سمینارهای آسیب‌شناسی با موضوع "علل از بین رفتن گویش‌ها"؛ به هنرمندان برای تولید آثار فاخر با گویش‌های محلی، در پاسداشت این گویش‌ها کمک کرد؟
آیا غیر از این است موسیقی زینت می‌دهد و موسیقی با این زینت نشان داد که گویش‌ها نباید از بین بروند؟
آیا گویش‌ها بخشی از میراث کهن یک سرزمین نیست؟ در هر کاری اگر رو به تکرار برویم. هم مخاطبان خود را از دست داده‌ایم هم آن‌ها را مجبور می‌کنیم که به سمت‌وسوی آثار امروزی بروند. خیلی از جوان‌ها به سمت کارهای خارجی گرایش دارند. بدون آنکه معنای ترانه را متوجه شوند چرا؟
چون موسیقی زیبا و پویایی در آن می‌بینند؛ جوان امروز جوان پویا است؛ جوان تحرک است؛ عاشق سرعت است و موسیقی پرانرژی دوست را دارد؛ حال که این شاخصه‌ها هست می‌شود در کنار موسیقی اصیل خودمان به موسیقی پاپ با گویشمان نیز بپردازیم؛ که هم شاخصه‌های پویایی و تنوع روز را داشته باشد و هم شنونده مفهوم اشعار را بلد شود؛ هم در زنده ماندن یک‌زبان و یک فرهنگ بکوشد و صد البته موسیقی محلی ما نیز از تکرار خارج می‌شود چون به شنوده حق انتخاب داده‌اید و این حق باعث می‌شود؛ هرازگاهی یادی از موسیقی محلی‌مان کنند و با این روش اصل و ریشه ما هم حفظ شود.
 
*نظرت شما در خصوص فضاي موسیقی لرستان در حال حاضر چيست‌؟
در موسیقی محلی امروزه و گاهی شاهد آثار زیبایی هستیم؛ اما آیا این‌همه سهم یک قوم از هنر سرزمینش است؟
 
*چه پیشنهادی برای توسعه موسیقی لرستان دارید؟
من وارد بحث موسیقی محلی نمی‌شوم؛ اما در بحث موسیقی “پاپ‌لر” با توجه به تجربه اندکی که کسب کرده‌ام و تمام نظرات این چند سال را جمع‌بندی کرده‌ام؛ باید عرض کنم که چه بخواهیم چه نخواهیم اگر دلسوز فرهنگ و زبانمان هستیم باید تنوع ایجاد کنیم و این تنوع می‌تواند یکی از شاخصه‌ای آن‌ تولید آثار تلفیقی باشد، آثاری که موسیقی آن تلفیقی از فرهنگ یک قوم و ساز بندی روز دنیا باشد، به‌گونه‌ای که گاهی، به‌سوی جهانی‌تر شدن گام برداریم.
چقدر زیبا است هنگامی‌که شما در یک گام ماژور (ماهور خودمان) به یک‌باره در یک کار لایت صدای کمانچه (علیسونه‌ایی) شنیده شود و یادآور دردها و زخمه‌های عاشقانه یک قوم در موسیقی جهانی باشیم. این راه را باید با بهره‌گیری از نظرات اهل‌فن و اساتید به سرانجام رساند.
 
* تشکر از این‌که وقت ارزشمند خودتان را به خوانندگان ما اختصاص دادید. در پایان اگر پیام خاصی دارید بیان کنید.

در پایان عرض خودم را تکرار می‌کنم که گویش‌ها مال ماست و زبان موسیقی تنها زبان رسمی دنیا است و می‌شود این دو را در کنار هم عمر جاویدان کنند؛ این مهم اتفاق خواهد افتاد اگر به‌سوی راهکارهای نو گام برداریم.

امیررحمان خسروی- عبدالرضا قاسمی

گفت‌وگو از عبدالرضا قاسمي
سردبير پايگاه خبري تحليلي يافته

[ ۹۴/۰۵/۰۶ ] [ 10 ] [ عبدالرضا قاسمی ]
[ ۹۴/۰۵/۰۵ ] [ 19 ] [ عبدالرضا قاسمی ]

چرا نقاش نشدم؟!/ تقدیم به استاد فقید اصغر بیرانونددرست در روزهایی که تازه جنگ تمام شده بود و کشور داشت کم‌کم رنگ آسایش به خود می‌دید، کلاس‌های نقاشی استاد اصغر بیرانوند نيز شلوغ شده بود.

سال‌های قبل که دایم وضعیت قرمز می‌شد و بیمارستان شهدای عشایر پر بود از زخمی‌های جنگ کسی دل‌وماغ نداشت بچه‌اش را در کلاس نقاشی ثبت‌نام کند اما بعد از قطع‌نامه فضا برای کشیدن در خرم‌آباد مهیا شده بود.

آن روزها برخی کمانچه می‌کشیدند و برخی نقاشی. من عضو کلاس نقاشی بودم. روز اول خیلی برایم سخت بود که فوتبال زمین خاکی و دوچرخه‌سواری را ول کنم و بروم نقاشی بکشم اما تا وارد کلاس شدم و همین که نفس عمیقی کشیدم و بوی خوب رنگ را تا عمق ریه‌هایم تو دادم پابند کلاس شدم. معلم نقاشی‌مان آقای بیرانوند بود. مردی با موهای مجعد و جوگندمی. سیبیلی کلفت و دست‌هایی پر از مو. همیشه فکر می‌کردم یک نقاش باید موهای بلند و پریشانی داشته باشد. لباسش رنگی باشد و وقتی دارد روی بوم چیزی می‌‌کشد هی کج و راست بشود اما آقای بیرانوند این طوری نبود. هیچ ادا و اطواری نداشت.

روزهای اول فقط با ما حرف می‌زد و از رنگ‌ها می‌گفت. همان روزهای اول بود که فهمیدم هیچ چیز از دنیای رنگ‌ها نمی‌دانم. هیچ کس نمی‌دانست.

آقای بیرانوند می‌گفت: این چه رنگی است؟

همه می‌گفتیم: سبز.

آقای بیرانوند می‌گفت: آبی است.

آقای بیرانوند می‌پرسید: این چه رنگی است؟

همه می‌گفتیم: صورتی.

آقای بیرانوند می‌گفت: نارنجی.

خلاصه داستانی بود. یعنی ما که آبی را به استقلال و قرمز را به پرسپولیس می‌شناختیم یکهو فهمیدیم که اصلاً لباس استقلال آبی نیست و پرسپولیس هم همیشه قرمز نمی‌پوشد.

بعد از شناخت رنگ‌ها نوبت به دیدن آنها در طبیعت رسید. یادم هست اولین چیزی که آقای بیرانوند برایمان کشید یک کلبه و کوه بود که آقای بیرانوند به کوه رنگ بنفش زد و هر چه ما گفتیم کوه قهوه‌ای است قبول نکرد و گفت این بار به رنگ کوه‌ها خوب نگاه کنید، به‌ویژه کوه‌های دوردست. راست می‌گفت بعداً که خوب دقت کردم دیدم در برخی از ساعت‌‌های روز کو‌ه‌های دوردست بنفش به نظر می‌رسند تا قهوه‌ای.

روزهای خوب در کلاس نقاشی برای من خیلی زود تمام شد. از همان وقتی که آقای بیرانوند یک لیوان جلوی ما گذاشت و گفت بکشید فهمیدم برای نقاشی کردن ساخته نشده‌‌ام. آن روزها البته دقیقا نمی‌دانستم دقیقا برای چه ساخته شده‌‌ام اما یقین داشتم که نقاش خوبی نخواهم شد.

روزها می‌گذشت و بچه‌های کلاس در نقاشی پیشرفت می‌کردند و من همچنان نمی‌توانستم لیوان را بکشم. نه لیوان که از کشیدن هر چیزی به صورت دوبعدی ناتوان بودم. کار به جایی رسید که متوجه شدم حتا نمی‌توانم خوب از مدادرنگی استفاده کنم.

آقای بیرانوند نقاشی‌هایی را به من می‌داد که باید آنها را رنگ می‌کردم مثلا توی کو‌ها را بنفش و خورشید را زرد کنم اما از عهده این کار هم برنمی‌آمدم. وقتی روی خط می‌رسیدم دستم می‌لرزید و کوه‌ها را زرد می‌کردم و از بنفش کوه می‌زدم توی خورشید.

خلاصه که تنبل کلاس شده بودم و دیگر کلاس نقاشی برایم جاذبه نداشت. کم‌کم به عنوان خنگ کلاس نقاشی نامم بر سر زبان‌ها افتاد. شاید این اولین باری بود که خنگ بودن را تجربه می‌کردم اما بعداً در سراسر دوره نوجوانی باز هم احساس خنگ بودن را تجربه کردم. یک نمونه‌اش در کلاس ژیمناستیک بود که هر چه می‌کردند بدنم را نرم کنند نمی‌شد و بعد از یک ماه تلاش مداوم عذرم را خواستند و به پدرم گفتند ایشان استعداد ژیمناستیک ندارد!

همان طور که آقای بیرانوند گفت تو استعداد نقاشی نداری. یادش بخیر یک روز که بچه‌ها رفتند من را نگه داشت و گفت: می‌دانی من وقتی بچه بودم اصلاً فکر نمی‌کردم روزی نقاش بشوم ولی شدم. تو هم بالاخره کشف می‌شوی. یا خودت خودت را کشف می‌کنی یا دیگران کشفت می‌کنند. پس نگران نباش. مطمئن هستم تو در زمینه‌ای خاص از همه این بچه‌ها بهتری. برو کلاس‌های دیگر را امتحان کن و ببین از چه چیزی خوشت می‌آید تا آن کشف در زندگی‌ات اتفاق بیافتد.

آقای بیرانوند را بعد از آن در خیابان می‌دیدم. می‌پرسید چه خبر؟ می‌گفتم: فعلا هیچی. می‌گفت: عجله نکن.

سال‌ها گذشت. هر چه ما جوان‌تر شدیم آقای بیرانوند پیرتر شد و عاقبت یک روز خبر رسید که رفته است! (1)

استاد اصغر بیرانوند حق بزرگی به گردن من دارد. او بود که به من گفت به درد این کار نمی‌خوری. در حقیقت او اولین کاشف من بود که کشف کرد به درد نقاشی نمی‌خورم. اگر هر آدم چند بیرانوند در زندگی‌اش داشته باشد که کشف کند به چه دردی نمی‌خورد خیلی زود راهش را پیدا می‌کند.

رضا ساكي

 

رضا ساكي

از مجله چلچراغ شماره 579 شنبه 25 مرداد 1393

 

 

پي‌نويس:

(1) استاد اصغر بيرانوند به ورزش کوه‌نوردی بسیارعلاقه داشت و به قلل مرتفع ایران صعود کرده بود‌. تابستان سال 1384 برای صعود به قله آرارات همراه با گروهي از كوه‌نوردان لرستان به کشور ترکیه سفر کرد و روز سيزدهم مردادماه در نزدیکی قله، به دلیل عارضه سکته مغزی با این جهان و تمام یادگارهایش وداع کرد‌. پیکر این استاد جاودان‌یاد 17 مرداد 1384 بر روی دستان مردم خرم‌آباد با شکوه و عظمت بی‌نظیری از مقابل اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي به سمت بهشت هشتم آرامستان خضر تشییع شد و در جوار پدر بزرگوارش(علي بيرانوند) به خاک سپرده شد‌. روحش شاد باد.

 

 منتشر شده در: پایگاه خبری یافته

نگاهي به زندگي استاد اصغر بيرانوند

[ ۹۴/۰۵/۰۵ ] [ 15 ] [ عبدالرضا قاسمی ]
کنسرت موسیقی گروه "پاپلر" با خوانندگی "امیر رحمان خسروی" در خرم‌آباد برگزار مي‌شود.
به گزارش يافته، کنسرت موسیقی گروه "پاپلر" با خوانندگی امیر رحمان خسروی به مدت دو شب در روزهای پنج‌شنبه و جمعه 8 و 9 مردادماه- ساعت 21 و 30 دقیقه با همکاری اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان خرم‌آباد و انجمن موسیقی لرستان در تالار شهید آوینی مجتمع فرهنگی هنری ارشاد خرم‌آباد برگزار می‌گردد.
در این برنامه امیر رحمان خسروی (خواننده)، حسین قنبری (درام)، یاسین بهاروند (گیتار)، معین روزبهانی (گیتار)، ماکان فرجی (گیتاربیس)، مهران ترک‌زبان (کمانچه)، محسن عالی‌پور (پیانو)، امیر محمودی (کیبورد)، میثم یاراحمدی کوزه (کاخن) هنرنمایی خواهند کرد.
اجرای برنامه نیز به عهده حمید نوروزی است.
حسین قنبری تنظیم قطعات و معین روزبهانی سرپرستی گروه را به عهده دارد.
بلیت‌های این کنسرت‌ به بهای 150 تا 250 هزار ریال از طریق دفتر انجمن موسیقی لرستان، سایت ایران کنسرت به نشاني iranconcert.com و باجه‌های مختلف در خرم‌آباد در اختیار علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت.
 
کنسرت موسیقی گروه پاپلر در خرم‌آباد برگزار مي‌شود

خبر: عبدالرضا قاسمی

[ ۹۴/۰۵/۰۵ ] [ 12 ] [ عبدالرضا قاسمی ]
سرپرست هیأت کشتی لرستان گفت: رقابت‌های کشتی پیشکسوتان قهرمانی کشور روزهای 6 تا 9 مردادماه در شهر خرم‌آباد برگزار می‌شود.
عبداله عزیزپوربه گزارش یافته، عبدالله عزیزپور در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار یافته گفت: با توجه به این که فدراسیون کشتی توانایی لرستان را در برگزاری مسابقات کشوری تایید کرد، مقرر شد رقابت‌های کشتی آزاد و فرنگی قهرمانی کشور و انتخابی تیم ملی پیشکسوتان به‌منظور شرکت در رقابت‌های جهانی 2015 یونان، روزهای 6 تا 9 مردادماه بر روی 6 تشک در مجموعه ورزشی تختی شهرستان خرم‌آباد برگزار کند.
عزیزپور با اعلام این که این مسابقات به نام مرحوم دکتر ضیاء معینی (رئیس اسبق انستیتو بین‌المللی کشتی) نام‌گذاری شده افزود: مسابقات پیشکسوتان قهرمانی کشور در اوزان 58-63-69-76-85-97-130 کیلوگرم بدون ارفاق وزن برگزار خواهد شد.
وی افزود: این مسابقات در 7 گروه سنی و با شرایط زیر انجام خواهد شد:
• گروه سنی آ:   35 تا 40 سال متولدین 1980-1975 میلادی (11/10/1353-10/10/1359 شمسی)
• گروه سنی بي:  41 تا 45 سال متولدین 1974-1970 میلادی (11/10/1348-10/10/1353 شمسی)
• گروه سنی سي:  46 تا 50 سال متولدین 1969-1965 میلادی (11/10/1343-10/10/1348 شمسی)
• گروه سنی دي:  51 تا 55 سال متولدین 1964-1960 میلادی (11/10/1338-10/10/1343 شمسی)
• گروه سنی E: 56 تا 60 سال متولدین 1959-1955 میلادی (11/10/1333-10/10/1338 شمسی)
• گروه سنی F: 61 تا 65 سال متولدین 1954-1950 میلادی (11/10/1328-10/10/1333 شمسی)
• گروه سنی G: 66 تا 70 سال متولدین 1949-1945 میلادی (11/10/1323-10/10/1328 شمسی)
 
سرپرست هیأت کشتی لرستان بیان داشت: برابر مقررات اعلام شده از طرف فدراسیون کشتی، شرکت‌کنندگان لازم است گذرنامه معتبر، گواهی سلامت جسمانی، بیمه ورزشی سال 1394 و معرفی‌نامه هیات کشتی استان مربوطه را به همراه داشته باشند.
عزیزپور در پایان تاکید کرد: کشتی گیران صرفاً مجاز به شرکت در یک‌رشته آزاد یا فرنگی خواهند بود.

قابل‌ذکر است، مسابقات کشتی پیشکسوتان قهرمانی کشور در دو رشته آزاد و فرنگی روزهای 6 مردادماه تا 9 مرداد سال جاری به میزبانی شهرستان خرم‌آباد و در مجموعه ورزشی جهان‌پهلوان تختی برگزار خواهد شد. (6 مرداد تاريخ ورود تيم‌ها و وزن‌كشي؛ آغاز روز اول مسابقات از 7 مرداد)
خبر: عبدالرضا قاسمي

 

حامیان و ورزشی نویسان مسابقات کشتی کشوری در خرم آباد

[ ۹۴/۰۵/۰۴ ] [ 13 ] [ عبدالرضا قاسمی ]
مراسم پنجمین سالگرد درگذشت استاد رضا سقايي اسطوره‌ي آواز لرستان، با حضور جمعي از مردم قدرشناس لرستان بر مزار اين هنرمند فقيد برگزار شد.
پنجمین سالگرد رضا سقایی
به گزارش خبرنگار یافته، به‌رغم اطلاع‌رسانی از طریق پیامک، فضاهای مجازی و شبکه‌های اجتماعی عصر جمعه دوم مرداد ماه جمعیتی کمتر از یک‌صد نفر در قطعه‌ی هنرمندان و نام‌آوران گرد هم آمده تا پنجمین سال غروب اسطوره‌ی موسیقی لرستان را به سوگ بنشینند.
درحالی‌که برگزارکنندگان مراسم به احترام افراد شرکت‌کننده ساعت مناسبی (19 عصر) را در نظر گرفته بودند، اما متأسفانه آن‌طور که شایسته‌ی نام استاد رضا سقایی بود، جمعیت قابل‌توجهی در این مراسم شرکت نکردند.
اجرای برنامه را امین ساکی از هنرمندان خرم‌آبادی بر عهده داشت.
داریوش نظری خواننده و نغمه پرداز لرستانی و خواهرزاده‌ی استاد رضا سقایی، دقایقی در وصف استاد و خصایص اخلاقی بارز و مردمی بودن ایشان سخنانی بیان کردند.
سپس امین عباسیان رییس انجمن موسیقی استان لرستان نیز دقایقی برای حضار به ایراد سخنرانی پرداخت.
ظفر فروغی، به‌عنوان آخرین نفر میکروفن را در دست گرفت و با اشعار خود به زیبایی هر چه تمام‌تر استاد رضا سقایی را وصف کرد. این بخش از برنامه به دل اکثر حاضرین نشست.
در بخش پایانی مراسم حاضرین با حضور بر اطراف مزار استاد سقایی همراه با داریوش نظری و دختر نوجوانش پارمیدا نظری اشعار اسطوره‌ی موسیقی لرستان را زمزمه کردند؛ برخی از شرکت‌کنندگان با اشک و بغض آهنگ‌های خاطره‌انگیز زنده‌یاد سقایی را زمزمه می‌کردند.
علاقه‌مندان فهیم و قدرشناس استاد رضا سقایی با شاخه‌های گل مزار، بزرگ‌مرد موسیقی لرستان را گل‌باران کردند.
تلاش‌های خانواده‌ی استاد سقایی همچنین، امین عباسیان و مجتبی رومانی جهت برگزاری باشکوه مراسم قابل‌تقدیر است.

از چهره‌های مطرح فرهنگی، هنری و رسانه که در این مراسم حضور داشتند می‌توان به: منوچهر رحمتی، داریوش طاهر پور، مراد سپهوند، مجید دولتشاه، امین آزادبخت، فیروز اسماعیلی نژاد، سید نوری موسوی، مجتبی زرین جویی، شهرام شرفی، احسان عبدی پور، باقر بیرانوند، مظفر فروغی، امین ساکی، مجید بخشی، نوید بهرامی، محمدرضا گودرزی، امین رهسپار، امید نجم سهیلی، فاطمه یاراحمدی، سارا و سارینا سبحانی، زیبا دانه ای، احمد و فرزانه علیخانی، فرشید خدامرادی و ... اشاره کرد.

                                                                    تصاويری از اين مراسم:

پنجمین سال روز درگذشت ستاره‌ی بی‌بدیل موسیقی قوم لر، رضا سقایی برگزار شد
پنجمین سال روز درگذشت ستاره‌ی بی‌بدیل موسیقی قوم لر، رضا سقایی برگزار شد
پنجمین سال روز درگذشت ستاره‌ی بی‌بدیل موسیقی قوم لر، رضا سقایی برگزار شد
پنجمین سال روز درگذشت ستاره‌ی بی‌بدیل موسیقی قوم لر، رضا سقایی برگزار شد
پنجمین سال روز درگذشت ستاره‌ی بی‌بدیل موسیقی قوم لر، رضا سقایی برگزار شد
پنجمین سال روز درگذشت ستاره‌ی بی‌بدیل موسیقی قوم لر، رضا سقایی برگزار شد
پنجمین سال روز درگذشت ستاره‌ی بی‌بدیل موسیقی قوم لر، رضا سقایی برگزار شد
پنجمین سال روز درگذشت ستاره‌ی بی‌بدیل موسیقی قوم لر، رضا سقایی برگزار شد

خبر: رضا طولابی

 

 

[ ۹۴/۰۵/۰۳ ] [ 2 ] [ عبدالرضا قاسمی ]
انجمن موسیقی لرستان به مناسبت پنجمین سالروز درگذشت خواننده پرآوازه لرستانی با همراهی مردم فرهنگ دوست خرم‌آباد مزار اسطوره لرستان را گل‌باران می‌کنند.
 انجمن موسیقی لرستان با صدور بیانه‌ای اعلام کرد: این انجمن با همراهی مردم فرهنگ دوست خرم‌آباد روز جمعه، دوم http://yaftenews.ir/images/stories/reza%20saghaee%201384.jpgمردادماه 1394 ساعت 7 عصر با حضور در قطعه هنرمندان قبرستان صالحین خرم‌آباد مزار  اسطوره  تا همیشه آواز لرستان را گل‌باران می‌کنند.
در بیانیه‌ی انجمن موسیقی لرستان که به مناسبت پنجمین سالگشت درگذشت رضا سقایی صادر شده، آمده است:
رضای مردم پیش خداست
مردم هنردوست و هنرمندان لرستان!
در پنجمین سالگرد درگذشت اسطوره آواز لرستان رضا سقایی یاد و خاطره او را پرشورتر از همیشه گرامی بداریم.
سقایی صدای اصیل و نماد واقعی موسیقی لرستان بوده و خواهد بود چراکه هنگامی‌که موسیقی و صدای او را می‌شنویم تنها این نوای دل‌انگیز موسیقی نیست که می‌شنویم بلکه توأمان تصاویری از چشمه‌ساران زلال زاگرس، تپه‌ماهورهای لرستان، صلابت سفیدکوه، صفا و صداقت مردمان چادرنشین و جنب‌وجوش جریان زندگی را در وانفسای زندگی شهری نظاره گریم.
بی‌شک در تاریخ کهن‌سال هنر موسیقی دیار لرستان کم نبوده و نخواهد بود هنرمندانی که نام آن‌ها با موسیقی لری عجین است اما نام سقایی همچون ستاره‌ای بر تارک فرهنگ و هنر لرستان و ایران‌زمین درخشیده و خواهد درخشید و مادامی‌که نامی از موسیقی در هر گوشه از جهان به میان آید نام و آثار سقایی هویت و اعتباری برای همیشه فرهنگ لرستان خواهد بود.
مردم لرستان در این پنج سال گذشته نشان دادند که به‌رغم بی‌مهری‌هایی که از جانب برخی افراد کوته‌فکر و هنرمند نما و همچنین مسؤولینی که همیشه با هنر سلیقه‌ای برخورد کردند بیش‌ازپیش یاد و نام او را گرامی داشتند و بهترین دلیل این ادعا بزرگداشتی بود که طی سال جاری توسط انجمن موسیقی برای ایشان برگزار شد و مردم فهیم خرم‌آباد با حضور چند صدنفری خود در گرمای سوزان تابستان یاد و خاطره او را گرامی داشتند.
رضا سقایی علیرغم اشرافش بر تحولات اجتماعی دوره‌های مختلف حیات خویش هیچ‌گاه مانند برخی شبه هنرمندان روشنفکر ماب نه بنام خلق خود را پیشرو دانست و نه روز دیگر زیر یوغ افراد سیاسی خود را بازیچه کرد.
سقایی شاید که فردی نبود که از چنان استطاعت مالی برخوردار باشد که بتواند به کسی کمک کند اما هیچ‌گاه هم‌چشمش به دنبال دست و جیب افراد متمول و پول‌پرست نبود.
انجمن موسیقی لرستان با همراهی مردم فرهنگ دوست خرم‌آباد روز جمعه، دوم مردادماه 1394 ساعت 7 عصر با حضور در قطعه هنرمندان قبرستان صالحین خرم‌آباد مزار اسطوره تا همیشه آواز لرستان را گل‌باران می‌کنند.

 روابط عمومی انجمن موسیقی لرستان



 

نگاهي كوتاه به زندگي زنده‌یاد رضا سقایی
رضا سقایی، خواننده شهیر لرستانی، ۲۰ فروردین ۱۳۱۸ در محله پشت بازار خرم‌آباد به دنیا آمد و در طول زندگی هنری خود همکاری‌ خوبی با «علی‌اکبر شکارچی»، «مجتبی میرزاده» و «فرج علی‌پور» داشت. نخستین تصنیف او با زبان لری «او سيل خمار تو» نام داشت.
مرحوم رضا سقاييسقایی بعد از ۱۳۴۴ بسیار معروف شد و به خواننده‌ای شناخته شده تبدیل شد. از جمله کارهای معروف او «آن نگاه مست تو» است که ابتدا او این تصنیف را خواند و بعدها «عبدالوهاب شهیدی» و «زند وکیل» هم این کار را خواندند. ترانه «دایه‌دایه» با تنظیم «مجتبی میرزاده» معروف‌ترین اثر خوانده شده توسط او بود که در سال ۱۳۸۶ جزو آثار فاخر و ماندگار ۱۰۰ سال اخیر موسیقی ایران به ثبت رسید.
سقایی در اواخر جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در شهر ازنا بر اثر اصابت ترکش یک بمب از ناحیه حنجره مجروح شد و تا پایان عمر به خاطر عوارض آن بیمار بود.
وی در سال‌های پایان عمرش سکته مغزی کرد و خواهرش از وی نگهداری می‌کرد و البته در تمام عمرش ازدواج نکرد و مجرد زیست.
رضا سقایی صبح روز ۲۷ تیر ۱۳۸۹ به دلیل نارسایی تنفسی در پی سکته مغزی در بیمارستان ساسان تهران درگذشت.
پیکر وی در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۸۹ در تهران تشییع و به شهر زادگاهش خرم‌آباد منتقل شد، در این مراسم تعدادی از هنرمندان و اهالی لرستان و دوست‌داران این هنرمند شرکت داشتند.

جنازه وي پس از تشییع در تهران به خرم‌آباد منتقل شد و در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۸۹ با شرکت جمعی از مسوولان دولتی خرم‌آباد و لرستان، مردم، اهالی موسیقی و دوستداران وی تشییع و در قطعه هنرمندان و نام‌آوران آرامستان صالحين خرم‌آباد به خاک سپرده شد. روحش شاد باد.

[ ۹۴/۰۵/۰۲ ] [ 11 ] [ عبدالرضا قاسمی ]
بهنوش بختیاری ماجرای به‌کارگیری رفتگران (پاکبان) خرم‌آبادی با مدرک تحصیلی لیسانس و فوق‌لیسانس توسط شرکت‌ پیمانکار طرف قرارداد شهرداری، یکی از اتفاقات عجیبی بود که با واکنش‌های زیادی در رسانه‌ها و فضای مجازی همراه و اقشار مختلف جامعه نسبت به آن واکنش نشان دادند.
یکی از کسانی که نسبت به این خبر عکس‌العمل نشان داد، "بهنوش بختیاری" بازیگر لر سینما و تلویزیون بود.
بهنوش بختیاری هنرمندی که در سال 54 در تهران به دنیا آمد؛ اما پدرش از لرهای بختیاری شهر مسجدسلیمان است و همیشه خود را یک لر می‌داند، او تا کنون در بیش از 60 فیلم سینمایی و تلویزیونی به ایفای نقش پرداخته است.
این بازیگر و دانش‌آموخته ادبیات فرانسه، در یکی از شبکه‌های اجتماعی در واکنش به این خبر نوشت: "متقاضی شدن چندین فوق‌لیسانس برای پاکبانی! مسلمه که پاکبان‌ها بسیار محترم‌اند و من مدافعشونم، اما آیا برای تحصیل‌کرده‌ها نباید کاری متناسب درسی که خوندن باشه؟
باید متقاضی آژانس، پاکبانی، نگهبانی، فروشندگی و نظافت منزل باشن؟ همه مشاغل قابل احترام، درست، ولی تکلیف این‌همه سال درس و تلاش چی میشه؟ معلومه که ترس میاد تو جون آدما و برای داشتن پول رشوه، نزول‌خوری، پا روی حق گذاشتن، چند شغله بودن، عصبانیت و استرس پیش میاد. گاهی اوقات هم باید به مردم حق داد. نگاهی به ضمیر جماعت ایرانی، حکایت از خیلی چیزها داره. یاعلی"
عکس‌العمل این بانوی هنرمند و بی‌تفاوت نبودنش نسبت به مسائل اجتماعی و فرهنگی جامعه باعث شد تا به ملاقاتش برویم و ساعتی از او درس باهم بودن و برای هم بودن را بی آموزیم.
محل قرارمان استودیویی در منطقه 22 تهران بود که برنامه تلویزیونی " گل‌وبلبل" در آن فیلم‌برداری می‌شد.
خودمان را معرفی کردیم و ایشان با خضوع و فروتنی خاصی درخواست ما را برای انجام گفت‌وگو کوتاهی پذیرفت و در فرصت اندکی که وجود داشت و در فواصل ضبط برنامه تلویزیونی " گل‌وبلبل" – محصول شبکه 2 به سوالاتمان پاسخ داد.
با تشکر از اینکه دعوت ما را برای مصاحبه قبول کردید، لطفا  بفرمایید برای اولین بار چگونه از این خبر مطلع شدید؟
این روزها گسترش فن‌آوری باعث شده اخبار در سریع‌ترین زمان ممکن منتشر شود و من هم این خبر را در فضای مجازی خواندم و بعد از اینکه مطمئن شدم خبر درست است نسبت به آن واکنش نشان دادم.
 
چرا به فکر نوشتن یادداشتی در این خصوص افتادید؟
خبر مهمی بود و پاکبانان، این قشر زحمت‌کش جامعه، همیشه ارزش ویژه‌ای پیش من دارند و با دیدن تصویر یا خبری از آن‌ها ناخودآگاه کنجکاو می‌شوم، اما این خبر نظرم را جلب کرد و سؤالی ذهنم را مشغول کرد که چرا باید تحصیل‌کردگان جامعه سر جای خودشان به کار گرفته نشوند؟ واقعا" وقتی راننده آژانس یا نگهبانانی را می‌بینم که بیشتر از شغلشان دانش دارند و تحصیلات عالیه دارند، قلبم به درد می‌آید و نمی‌توانم ساکت بنشینم، لذا تصمیم گرفتم که مطلبی در این باره منتشر کنم.
 
شما گویا در کنار فعالیت‌های هنری در فعالیت‌های اجتماعی هم مشارکت دارید؟
بله! سعادتی نصیبم شده تا در بسیاری از انجمن‌ها، NGO ها و سمن‌های اجتماعی و فرهنگی حاضر باشم. با گروهای مختلف از حوزه‌های متفاوت همکاری دارم ازجمله بیماران دیابتی و هموفیلی، انجمن‌های زیست‌محیطی، بیماری‌های خاص، بیماران مبتلابه صرع و MS و انجمن‌های دیگر. البته لازم است عرض کنم که اکثر هنرمندان کشور در فعالیت‌های اجتماعی در قالب سمن‌ها حضور دارند و مشارکت می‌کنند ولی قدیمی‌ترهای هنر شاید حضور کمتری دارند و سکوت می‌کنند که همین‌جا از آن‌ها دعوت می‌کنم ما را انجام فعالیت‌های اجتماعی و انسان دوستانه تنها نگذارند.
 
اصالتا" شما بختیاری  هستید و شما همیشه از بختیاری بودن خود باافتخار یادکرده‌اید؟ از این پای‌بندی به لرها بگویید.
پدرم اهل مسجدسلیمان و از عشایر هفت لنگ بختیاری است، با آن‌که خودم در تهران متولدشده‌ام اما همیشه خودم را یک لر می‌دانم و به آن افتخار می‌کنم. همیشه تلاش کرده‌ام از غرور بختیاری‌ها در کارهایم بهره بگیرم و تلاش کرده‌ام بهترین باشم.
 
این تعصب شما به اصالت، ستودنی است! پیامتان برای هویت گریزان چیست؟
تعجب می‌کنم از آن دسته آدم‌هایی که گریزان هستند از اصل خویش! مگر می‌شود انسان از ریشه خود فرار کند. به‌خصوص لرها که قومی با اصالت، شجاع و غیرتمند هستند که هرکسی باید به آن افتخار کند. شخصا" در تمام مسیرهای اجتماعی از لر بودنم به نیکی یاد می‌کنم و متأسفم برای کسانی که تفکرات هویت گریزی دارند.
 
از هنرمندان بزرگ قوم لر به کدام‌یک علاقه بیشتری دارید؟
علاقه خاصی به اسطوره موسیقی بختیاری استاد بهمن علاءالدین (متخلص به مسعود بختیاری) خواننده، ترانه‌سرا و آهنگساز مشهور بختیاری دارم. او از بزرگان این کشور و اهل مسجدسلیمان هست و بسیاری از آثار او ازجمله: مال کنون، هی جار، کبک تاراز، بر افتو، آستاره، بهیگ، گل‌های کاغذی را با جان و دل گوش می‌دهم.
 
نظر شما در باره پیامک‌های قومیتی چیست؟
متأسفانه این روزها با پیامک‌های توهینی علیه خیلی از قومیت‌ها و ازجمله قوم لر مواجه هستیم. فراموش نکنیم پایه‌های این کشور بر مبنای تمام اقوام بنیان شده است و تضعیف هر قومی باعث تضعیف فرهنگ و پیشینه فرهنگی کشور می‌شود. لازم است همه ما به تاریخ و جغرافیای قومی هم احترام بگذارم و از تمسخر همدیگر اجتناب کنیم. به همه پیشنهاد می‌کنم از همین امروز و در راستای حفظ کرامت انسانی اقوام، هم‌پیمانی خود را با سایر فرهنگ‎ها و اقوام اعلام و از ارسال پیامک‎های توهین‎آمیز علیه هر قومی خودداری و دیگران را به انجام این مهم راهنمایی کنیم.
 
حضور بهنوش بختياري در غرفه گلونيآیا تاکنون به لرستان سفرکرده‌اید؟
بله من سفرهای متعددی به مناطق لر نشین کشور ازجمله لرستان و شهر خرم‌آباد داشته‌ام و سال قبل نیز به دعوت اداره کل ارشاد اسلامی استان لرستان به خرم‌آباد آمدم. در تهران هم با بسیاری از هنرمندان تراز اول کشور که اصالت لری دارند ازجمله مسعود رایگان، شهره لرستانی، حدیث فولادند، فاطمه گودرزی و ... ارتباط نزدیک دارم.
 
چه پیامی برای مردم لرستان دارید؟

علاقه خاصی به لرستانی‌ها، آداب‌ورسوم آن‌ها دارم. سال قبل در هفته فرهنگی لرستانی‌ها در تهران حاضر شدم و در غرفه گلونی از این پوشش زیبای دختران لر استفاده کردم و حتی در صفحه شخصی خودم در فضای مجازی از لرستانی‌ها و آداب و سنن آن‌ها نوشتم و باافتخار از آن‌ها یادکردم. این علاقه من ریشه در سادگی و صمیمیت مردم این دیار دارد، مردمان غیرتمندی که لازم است بیشتر آن‌ها توجه شود. در پایان سلام و ارادت خودم را به تمام لرها ازجمله مردم لرستان ابلاغ می‌کنم و مطمئن باشید در هر جایی اولین حامی لرستانی‌ها هستم.

گفتگو بهنوش بختیاری عبدالرضا قاسمی - یافته
گفت‌وگو از عبدالرضا قاسمي

سردبير پايگاه خبري تحليلي يافته/ تهران


موضوعات مرتبط: معرفی وبلاگها
[ ۹۴/۰۴/۲۴ ] [ 12 ] [ عبدالرضا قاسمی ]
مراسم ختم نسرین جافری شاعر لرستانی شعر ایران در تهران برگزار شد.
 مراسم ختم مرحومه نسرین جافري روز جمعه 12 تیر‌ماه از ساعت 16 تا 17:30 در مسجد جامع شهرک غرب تهران، واقع در بلوار فرحزادی برگزار شذ.
در این مراسم جمعی از چهره‌های ادبی و هنری لرستان و کشور از جمله جواد امام مدیر عامل بنیاد باران، هوشنگ مرادی کرمانی، حبیب ایل‌بیگی معاون سازمان سینمایی کشور، احمد میرعلایی، رضا کیانیان، مسعود رایگان، محمد اصفهانی، محمدرضا سرائی، رویا تیموریان، احترام سادات برومند "همسر داوود رشیدی"، بیتا فرهی، هدیه شهیدی، سروش صحت، امید روحانی، حسن آقا کریمی، افشین هاشمی، رضا کریمی، سید فرید قاسمی نویسنده و محقق لرستانی، محسن امیر یوسفی، رضا سبحانی، رضا ناجی، پانته‌آ آجلی، رعنا آزادی‌پور، محمد آلادپوش، نازنین مفخم، جعفر گودرزی، هوشنگ رئوف شاعر لرستانی، حافظ موسوی، محمود معتقدی، عنایت سمیعی، حسن صفدری، بکتاش آبتین، داوود گنجه‌ای، محمد سریر، کامبیز گنجه‌ای، علی تحریری، ستار اورکی، آزیتا موگوئی، محمد و مسعود شاه‌وردی، علی‌رضا خورشید، بهزاد آدینه، مسعود میمی، دکتر حسین کرمان‌پور، رسول آبادیان، حامد شهیدی، ساسان والیزاده نویسنده لرستانی، مجتبی غلامی، داریوش شجاعی شاعر لرستانی، شیرین سلیمان‌پور، باقر مرادی هنرمند لرستانی، عبدالرضا قاسمی سردبیر پایگاه خبری یافته، فاطمه کریمی، عابد بابک بهاروند بازیگر لرستانی و جمع زیادی از لرستانی‌های مقیم تهران و هنرمندان لرستان حضور داشتند.
 سهیل محمودی شاعر، نویسنده و مجری ایرانی یکی از سخنرانان این مراسم بود، وی در سخنانی ضمن قرائت  اشعاری از مرحوم جافری گفت: حقیقتا متاسفم که شاعری گرانقدر در سن 64 سالگی فوت کرده است.
محمودی افزود: نگاه و دغدغه های مشترک  ایشان با فروغ فرخزاد و سیمین بهبهانی در مقابل رنج و اضطراب و درد جهان مشترک بود.
وی سپس این شعر را خواند که "لعنت بر این دنیای پست و بی خیال فضیلت ها
قابل ذکر است نسرین جافری شاعره لرستانی، روز یک‌شنبه هفتم تیرماه به علت بیماری قلبي در تهران درگذشت؛ جافری متولد سال 1329 در خرم‌آباد است که اشعار و سروده‌های او بارها در مطبوعات کشور منتشر شد.
از آثاری وی می‌توان به «زخم سایه و بید» 1369، «رمل هندسی آفتاب‌گردان» 1375، «نیمی از مرا کشته‌اند» 1379، «به سوی هرگز، به سوی هیچ» 1382، «ما همچنان ترانه خواندیم» (مشترکاً با نصرت‌الله مسعودی) 1382 و «خواب اتم» سال 2010 میلادی در سوئد، «به سمت هرگز به سوی هیچ» سال 2010 میلادی در سوئد و مجموعه‌های شعرهاي وي اشاره کرد.

نسرین جافری مادر "وحید موسائیان" کارگردان سینما است.
مراسم ختم نسرین جافری شاعر لرستانی شعر ایران در تهران برگزار شد

[ ۹۴/۰۴/۱۴ ] [ 19 ] [ عبدالرضا قاسمی ]
کنسرت موسیقی لری با خوانندگی داریوش نظری مصادف با عید سعید فطر در خرم‌آباد برگزار مي‌شود.
 
کنسرت گروه موسیقی لری به خوانندگی داریوش نظری به مدت دو شب در روزهای جمعه و شنبه 27 و 28 تیر ماه- ساعت 21 و 30 دقیقه برای یادمان علی‌محمد ساکی شهردار سابق خرم‌آباد (وفات 22 خرداد 1373) با همکاری اداره کل فرهنگ و  ارشاد اسلامی استان و انجمن موسیقی لرستان در تالار شهید آوینی مجتمع فرهنگی هنری ارشاد خرم‌آباد برگزار می‌گردد.
در این برنامه داريوش نظري (خواننده و سرپرست گروه)، پارميدا نظري (هم‎خوان)، مهران ترک‌زبان و اشكان‎مرادي (كمانچه)، علي‎رضا عقيقي (عود)، حامد کریمی ( دف)، حبیب احمدی (سنتور)، سورنا نظري (هم‎خوان و تار)، يوسف سابيزا (بم تار و ني)، ركسانا نظري (سه تار و هم‌خوان)، بابک صادقی (تنبك)، علي‌رضا جودكي (دف و سازهای کوبه‌ای) هنرنمایی خواهند کرد.

بلیط‌های این کنسرت‌ به بهای 150 تا 300 هزار ریال از طریق دفتر انجمن موسیقی لرستان، سایت ایران‌‌کنسرت به نشاني  iranconcert.com  و باجه‌های مختلف در خرم‌آباد در اختیار علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت.

كنسرت گروه موسیقی زاگرسیان ایران‌زمین به ياد علي‌محمد ساكي در خرم‌آباد برگزار مي‌شود

[ ۹۴/۰۴/۱۲ ] [ 20 ] [ عبدالرضا قاسمی ]
پیکر نسرین جافری شاعر لرستانی شعر ایران در بهشت زهرا (س) تهران تشییع شد.
 پیکر مرحومه نسرین جافری شاعره لرستانی صبح روز سه‌شنبه نهم تیرماه ساعت 10 صبح در بهشت زهرا تهران تشییع و در قطعه نام‌آوران به خاک سپرده شد.
در این مراسم جمعی از چهره‌های ادبی و هنری لرستان و کشور، لرستانی‌های مقیم تهران و اعضاي خانواده وي حضور داشتند.
در بخشی از این مراسم پیام تسلیت سید محمد خاتمی رییس جمهور اسبق و محمدرضا عارف عضو فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام قرائت شد.
نسرین جافری شاعره لرستانی، روز یک‌شنبه هفتم تیرماه به علت بیماری قلبي در تهران درگذشت؛ جافری متولد سال 1329 در خرم‌آباد است که اشعار و سروده‌های او بارها در مطبوعات کشور منتشر شد.
از آثاری وی می‌توان به «زخم سایه و بید» 1369، «رمل هندسی آفتاب‌گردان» 1375،‌ «نیمی از مرا کشته‌اند» 1379، «به سوی هرگز، به سوی هیچ» 1382، «ما همچنان ترانه خواندیم» (مشترکاً با نصرت‌الله مسعودی) 1382 و «خواب اتم» سال 2010 میلادی در سوئد، «به سمت هرگز به سوی هیچ» سال 2010 میلادی در سوئد و مجموعه‌های شعرهاي وي اشاره کرد.
نسرین جافری مادر "وحید موسائیان" کارگردان سینما است.

مراسم ختم مرحومه جافريان روز جمعه 12 تیر‌ماه از ساعت 16 تا 17:30 در مسجد جامع شهرک غرب تهران، واقع در بلوار فرحزادی برگزار می‌شود.

پیکر نسرین جافری شاعلر لرستانی در تهران تشیع شد+تصاویر
پیکر نسرین جافری شاعلر لرستانی در تهران تشیع شد+تصاویر
پیکر نسرین جافری شاعلر لرستانی در تهران تشیع شد+تصاویر

عبدالرضا قاسمي/ تهران

[ ۹۴/۰۴/۰۹ ] [ 17 ] [ عبدالرضا قاسمی ]

http://yaftenews.ir/images/93/94-5/maxresdefault.jpgباید برای خودم تسلیتی بنویسم

وزنان شعرم را

به مرثیه بخوانم.

چه غروبی در گلویت بارانداخته شهر بی خواهرم

چه جنونی در کلماتم نشانده ای

بانوی کوچه های بنفش!

تو

ذرات اتمی گندم های زخمی

حواصیل بلوط های گیسو پریش

هر چه شعری...

حالا

بانوی مفرغ های کشف نشده در بازوان شعر

خدایان را از دوشم بردار

داربزن مرا

و کمی خودت را برایم بریز

ریز

ریز

ریزتر از باران امشب دلم

بر من ببار!

دست هایت

تا هزار سال

نه

تا بی نهایت جهان

در من

و همه ی شاعران سرزمینم

جوانه می زند...

عزیزم

نام همه ی دختران شعر

نسرین است...!

 

وقتی ازنسرین سخن می‌گویم، بندبند استخوانم تیر می‌کشد ودردی پنهان، کشنده ترم می‌کند. از نسرین و برای نسرین _مهربانوی زخمی سرزمینم_ سخن به میان آوردن؛ بانوی بنفش تر از کوچه‌های که پشت سرنهاد؛ ارغوانی‌تر از خیابان‌هایی که جا گذاشت و کبودتر از زخم‌هایی که در روزگار خود چشید؛ پریشان تر از امروزم می‌کند که او را از دست داده ام.

پریشان تر ازچنارهای این شهر، گیسوپریش تراز درخت‌های سربه زیر مجنون، بی‌تاب‌تر از بادهای کولی و ناآرام‌تر از خلیج‌های بی ماهی....

نسرین جافری؛ شاعری که فراتر از زمان و زمانه‌ی خود می‌اندیشید و گام برمی‌داشت و دراین گام برداشتن‌ها چه دردها که نکشید، چه رنج‌ها که به جان نخرید اما با این همهT شگفتی‌هایی آفرید تا شاعربودن‌اش را در حافظه‌ی تاریخ ادبیات چنان به اثبات برساند که کمتر کسی چون وی از عهده‌اش برمی‌آید....

بانوی کوچه‌های بنفش؛ با شگردهای زبانی خاص خود و ابداعات ترکیبی که موجب غنای زبان شعرش شده، دست به ترکیب سازی‌های نو و بدیع زد و خلاقانه از عهده‌ی آن ها برآمد. ترکیباتی که ملهم از تخیل قوی وی و در نوع خود شگفت انگیز و تآمل برانگیزند…

بانوی زخمی شعر لرستان؛ شاعر امروز که سهل، برای فرداهای نیامده است؛ و مرز فرابودن و ماندگاری در جهان شگفت آورش را در حافظه‌ی تاریخ ادبیات ایران به ثبت و ضبط رسانده است...

حالا من مانده‌ام و دلی که در سوگ عزیزترین دوست و خواهرِ جهان کلماتم دارد می‌سوزد. من مانده‌ام و خاطراتی که در مسیر بودن و زیستن در جهان کلمات را در عصرهای تنهایی هردومان مزه مزه می‌کردیم. من مانده‌ام و قلمی که سوگوار زخمی‌ترین و دردکشیده‌ترین بانوی سرزمینم تیر می‌کشد. من و تنهایی و تنهایی و تنهایی در انبوه پرازدحام صدا و درد و ....

نسرین شعر و شعور؛ نامت مانا و یادت جاودانه باد.

سفر بی‌بازگشت بانوی فرهیخته و شاعر واژه‌های ناب "نسرین جافری" را به همه‌ی شاعران و هنرمندان سرزمینم به ویژه فرهیختگان و اهالی قلم، ادب و اندیشه‌ی لرستان تسلیت عرض می کنم.

451bf7d0eb68e09e196cbaba47814353_XL.jpg

 

 

 

آفرین پنهانی/ هفتم تیرماه 94

[ ۹۴/۰۴/۰۷ ] [ 23 ] [ عبدالرضا قاسمی ]
نسرین جافری، شاعر پیشکسوت لرستانی درگذشت
 
نسرین جافری شاعر لرستانی دهه پنجاه، روز گذشته به علت بیماری در تهران درگذشت.
نسرین جافری، متولد سال 1329 در خرم‌آباد است که اشعار و سروده های او بارها در مطبوعات کشور چاپ شده است .
از آثاری وی می توان به «زخم سایه و بید»- 1369، «رمل هندسی آفتاب‌گردان»- 1375،‌ «نیمی از مرا کشته‌اند»- 1379، «به سوی هرگز، به سوی هیچ» - 1382، «ما همچنان ترانه خواندیم» (مشترکا با نصرت‌الله مسعودی)- 1382 و «خواب اتم» - سال 2010 میلادی در سوئد، «به سمت هرگز به سوی هیچ» - سال 2010 میلادی در سوئدو مجموعه‌های شعر ایشان اشاره کرد.
نسرین جافری مادر  "وحید موسائیان" کارگردان سینمای ایران است.
طی روزگذشته و امروز تعدای از چهره های ادب و هنر کشور از جمله، احمد مسجدجامعی عضو شورای شهر تهران، ساعد باقری و سهیل محمودی از اعضای انجمن شاعران ایران، مجتبی راعی و محمد حسین حقیقی از کارگردانان سینمای ایران ، جواد امام مدیرعامل بنیاد باران، علیرضا تابش مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی و بسیاری از اهالی فرهنگ و هنر در منزل این هنرمند حاضر و به خانواده داغدار وی تسلیت گفتند .
قابل ذکر است پیکر این بانوی هنرمند،10 صبح- روز سه شنبه نهم تیرماه در تهران تشییع و در قطعه نام‌آوران بهشت زهرا (س) آرام خواهد گرفت.



[ ۹۴/۰۴/۰۷ ] [ 18 ] [ عبدالرضا قاسمی ]
وقتی خبر سراسری، "باغ وحش" خرم‌آباد را با آن اوضاع واحوال نشان داد كه جلوی "خرس" نان خشک می‌گذارند با یك ذره آب، و حيوان بيچاره آرام و بی‌سر و صدا، نان توی آب می‌زند و در حالي كه فكر مي‌كند، تريت آبگوشت ميل مي‌كند، آن را ته گلو مي‌اندازد، نزديك بود آب شوم و بروم توي زمين!
باغ وحش خرم‌آباداحتمالاً حيوان زبان‌بسته صد هزار بار خدا را شکر می‌کند كه هنوز قيمت نان بيش‌تر از اين افزايش نيافته كه فردا پس فردا با آزادپزي، همين هم گيرش نيايد!
لابد شيرهاي باغ وحش هم تا چندي ديگر خیار می‌خوردند، آخر شيري كه "پای مرغ" بخورد، فردا پس فردا ممكن است تخم هم بگذارد!
دل آدم با ديدن اين صحنه‌ها برای‌شان کباب می‌شود، این که خیلی‌های‌مان زیرخط فقر هستیم، بماند... به هر حال، مرد برای همین روزها ساخته شده، برای صورت سرخ و هزار سیلی نخورده، اما «حیوان» چه غلطی می‌تواند بکند توي این نداری؟ «یارانه» هم که به آن‌ها تعلق نمی‌گیرد تا بگوييم با اين 45 هزار تومان كه چند سال است ثابت مانده و الآن هم براي پرداخت آن كلي منت سر خلق مي‌گذارند و بيم قطع كردنش هم مردم را ازار مي‌دهد، احتمالاً جزء ثرمتمندان به شمار مي‌روند! نه «سهام عدالتی»‌، نه «مسکن مهری»، نه «سبد کالایی»، آخه چکار كنند؟
 آن "گرگ" گرسنه میان چهاردیواری كوچك و قفس‌هاي تنگ، همش نگران بودم یك وقت به سرشان نزند، خودشان را از این زندگی «نکبتی» پاي مرغ‌خواري و پاچه‌خواري راحت كنند و به فكر اين بيافتند كه براي خودكشي مثلاً یك «جوجه تیغی» بياندازند بالا و تمام!
یا نکند "خر" خسته از این همه بار کشیدن، یك شب برود شكم سيري جو بخورد و بعدش يواشكي چند پاي مرغ تناول كند و هار شود و در مقابل شيري كه به خيار خوردن و پاي مرغ خوردن افتاده، خره هم حالا شير شود و حكايت آن جفتكي كه مي گويند خر باغ وحش به شير زده و او را ناكار كرده بار ديگر تكرار گردد؟
يا احتمال ديگرش اين است كه خر از خوشي ناشي از پاي مرغ خوري مشترك با شير، از شدت شعف بميرد! البته فردا می‌گويند تاثیر برنامه "ماه عسل" بود، چون "خر" عاشق "گور خر" باغ وحش شده بود و گور خر هم به او گفته تو "خط" نداری، بی‌کلاسی، خری، و خر بيچاره هم همان‌جا تير خلاص را به خودش زده و خودش را به قفس شيرها بياندازد، اما شيرهاي باغ وحش خرم‌آباد كه گوشت خر نمي‌خورند، آن‌ها پاي مرغ مي‌خورند و منتظر پيدا شدن كسي هستند كه يارانه‌اي براي‌شان برقرار كند بلكه در ماه حداقل يك بار دل سيري گوشت قرمز آن هم از بهترين نوعش ميل بفرمايند! اما زهي خيال باطل كه در شهر فقيرنشين ما حالا خوردن نان سنگك هم براي برخي مردم آرزو شده ديگر چه برسد به اين كه كسي پيدا شود و بهترين گوشت قرمز را جلوي شيرها بياندازد!
شير كه مي‌بيند آدم‌هاي خرم‌آباد هم نمي‌توانند نان سنگگ و گوشت قرمز بخورند، آن وقت است كه يا به پاي مرغ راضي مي‌شود يا بايد برود بالای «بام لرستان» و خودش را پايين بياندازد تا از اين زندگي نكبتي بدون مزايا، راحت شود! (احتمالاً همين راه دوم را انتخاب مي‌كند چون شنيده كه قرار است قيمت آب هم در خرم‌آباد افزايش پيدا كند، خرم‌آبادي كه روي چشمه‌ها قرار دارد و به ونيز ايران مشهور است)
 چند خط براي حيوانات باغ وحش خرم‌آباد: دلم برای‌تان کباب است!
آخ كه دلم خون می‌شود وقتی صحنه درماندگی «شیر» را در ذهنم مجسم مي‌كنم، یك عمر "سلطان" باشی، بزرگ باشی، واسه‌ خودت کسی باشی، بعد تو را از سيستان بي‌آب و علف بیاورند لرستان سرسبز و آن‌جا به پاي مرغ خوردن بيافتي و تنها چيزي كه فت و فراوان مي‌تواني بخوري، گرد و خاك و هواي آلوده است كه البته بايد ماليات بر ارزش افزوده آن را هم برابر با شهرهاي توسعه يافته بپردازي ...
چکار می‌شود کرد؟ امیدوارم زودتر فکری به حال این همه "حیوان" پاي مرغ‌خور و نان خشك‌خور بکنند. تا کی خیار و نان و چنگال مرغ؟! بابا یك ذره گوشت هم براي تنوع بد نیست، به همین سرمایه‌گذار عرب دوست داشتنی كشت و صنعت اگر بگويیم، حتماً سهمی از گوشت‌های مجتمع را مي‌گذارد ور دل اين زبان‌بسته‌ها!
راه ديگر اين است كه براي باغ وحش نيز سرمايه‌گذار پيدا كنيم تا 170 جانور آن را از خطر قحطي وا رهانيم، اما چطور وقتي كه در استان ما "قحطي سرمايه‌گذار" براي صنايع، كارخانجات، تيم‌هاي ورزشي و ... تا مغز استخوان آزارمان مي‌دهد؟! 
فراموش نكنيم كه شير و خرس با غذاي معمولي خودشان است كه شير و خرس مي‌شوند و اگر قرار شود با پاي مرغ و نان تافتون زندگي كنند كه به جاي آن‌ها مي‌توان "ميمون" و "بز" را در باغ وحش گذاشت و گفت اين‌ها شير و خرس هستند چون مثل آن‌ها غذا مي‌خورند!
حالا اگر كسي پيدا نمي‌شود كه در اين لرستان رديف بودجه و كمكي براي اين زبان‌بسته‌ها منظور كند، عجالتاً مي‌توانند از "دل‌هاي مردم" كه با ديدن گزارش تلويزيوني نان خوردن خرس و پاي مرغ خوردن شير براي آن‌ها "كباب" است، تناول نمايند تا ببينيم بعد چه مي‌شود ...


گروه اجتماعي يافته

[ ۹۴/۰۴/۰۵ ] [ 23 ] [ عبدالرضا قاسمی ]
مراسم جشن اردی‌بهشت تئاتر در خرم‌آباد با حضور فعالان حوزه نمایش و به همت انجمن نمایش استان لرستان برگزار شد.
در بخش پیش‌کسوتان از محمد حسین قاسمی پایه‎گذار تئاتر کودک در خرم‎آباد تجلیل گردیدمراسم جشن اردی‌بهشت تئاتر به مناسبت روز جهانی تئاتر، توسط اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان و انجمن هنرهای نمایشی استان روز چهارشنبه 16 اردی‌بهشت‌ماه در سالن شهید آوینی مجتمع فرهنگی هنری ارشاد خرم‌آباد برگزار شد.
در این مراسم حجت‌الاسلام و المسلیمن "حميدرضا حنان‌" مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان، روسای ادارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان‌های استان، روسای انحمن های فرهنگی و هنری استان، جمعی از پیشکسوتان و  هنرمندان حوزه‌های مختلفی هنری استان، نمایندگان رسانه‌های خبری و علاقه‌مندان به فرهنگ و ادب حضور داشتند.
[ ۹۴/۰۲/۱۶ ] [ 20 ] [ عبدالرضا قاسمی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عبدالرضا قاسمی :

با نیش قلم به تیغشان تاخته ام
اندیشه به جای تیغ پرداخته ام
عمری است که در پی جهانی بی رنگ
پیکان قلم به مهر آمیخته ام
(عبدالمجید زنگویی )


هدفم : ایجاد همدلی از راه مهربانی ؛ بدون توجه به هیچ محدوده جغرافیایی .....

مهربانی را دوست دارم . برای مهربانی هیچ حد و مرز جغرافیایی ، قومی و قبیله ای نمی شناسم .
زادگاهم خرم آباد و محل سکونتم تهران
لیسانس حسابداری و مدیر مالی و اداری شرکت های هلدینگ صنعت نفت
سوابق کاری: 23 سال کار در امور مالی و اداری
عضو انجمن حسابداران ایران
نماینده مدیران منطقه در هیات های حل اختلاف کارگری
آشنایی کامل با مدل تعالی سازمانی بر مبنای مدل EFQM
مجوز اجرای طرح طبقه بندی مشاغل
آشنایی کامل با قوانین کار و تامین اجتماعی و مالیات بر ارزش افزوده
سوابق ورزشی و فرهنگی:
از سال 64 تا 77 بعنوان ورزشکار و روابط عمومی در خدمت هیئت دوومیدانی استان – مدت 8 سال عضو تیم کارگران استان – علاقه مند به کشتی و فوتبال – مسئول برگزاری مسابقات دومیدانی نونهالان و نوجوانان – چاپ بولتن ماهانه تخصصی دوومیدانی (( تلاش)) بمدت 3 سال و اخذ تقدیر نامه از فدراسیون دوومیدانی و اداره کل تربیت بدنی استان – دوره مربیگری بین المللی دوومیدانی جانبازان و معلولین در سال 70- و......

هدفم اطلاع رسانی و کسب تجربه . همچنین گفتمان و دوستی با هم پیشه ها و هم ریشه ها است .عشقم سرزمینم لرستان و مردم آن . و تنفر از دورویی

وبلاگ نویسی را از سال 85 شروع کرده ام
ایمیل:
rezaghiran47@yahoo.com
لینک های مفید
امکانات وب
آمار گیر پر شین استت
<-BlogCustomHtml->
آمار گیر وبگذر
<-BlogCustomHtml->
<
بنر پایگاه یافته
p align="center">پایگاه خبری تحلیلی یافته

<-BlogCustomHtml->
بنر امیررضا

عجیب ولی واقعی

<-BlogCustomHtml->
/div>